سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

200

تاريخ ايران ( فارسى )

آن بوده‌اند بمردانگى او صدمه وارد نياورده است . اداره‌كننده بودن او محل ترديد است چه در آن اوقات اين صفت محل توجه نبوده ليكن كاردانى و حزم و مدارا و مهربانى داشته و بدينواسطه قدرت و تسلط او مثل جهانگيران سلف ناگوار و شاق نبوده است ، مروت و انسانيت را به حد كمال داشته است . كاساندان « 1 » دختر فارنسپس « 2 » را كه از خانوادهء هخامنشى بوده تزويج نموده و چون آن درگذشت بر او نوحه و زارى بسيار كرده است ، حسن سلوك و رفتار او نيز كامل و از تكبر و نخوت دور بوده و مردم را به خوبى پذيرفته و حال آنكه سلاطين سلف مخصوصا از ملاقات مردم احتراز داشتند و كسى را به خود راه نميدادند . حسن محاورهء او از جوابى كه به يونانيها داد ظاهر مىشود . در وقتى كه بدوا از موافقت او در جنگ كرزوس امتناع نمودند و بعد از آنكه سارد مسخر شد نسبت به او اظهار تبعيت نمودند كوروش گفت صيادى براى ماهيان نى ميزد تا برقصند آنها حركتى نكردند پس تور صيادى گرفته آنها را به خاك انداخت آنگاه بناى جست‌وخيز را گذاشتند ، صياد گفت رقاصى را موقوف كنيد چه آنزمان كه من ميل داشتم نرقصيديد . و اينك ما عقيده‌اى را كه كزنفون راجع به او در سيروپدى اظهار داشته است در زير مينگاريم . « او سطوت و رعب خود را در تمام روى زمين انتشار داد بطوريكه همه را مات و مبهوت ساخت ، حتى يكنفر جرئت نداشت كه از حكم او سرپيچى كند و نيز توانست دلهاى مردمان و ملل را طورى رو به خود كند كه همه ميخواستند جز ارادهء او كسى بر آنها حكومت نكند » . البته من با اين عقائد كاملا همراه و موافقم اما شرحيكه گوبىنو « 3 » در تمجيد اين پادشاه نوشته است من آن را محمول بر اغراق و غلو ميدانم چنان كه گفته : « او هيچگاه نظير خود را در اين عالم نداشته ، اين يك مسيح بود و مردى كه درباره‌اش تقدير مقرر داشته بود بايد برتر از ديگران باشد » . مسطورات كتاب مقدس و مورخين يونانى و خود ايرانيها همه موافقت دارند بر اينكه

--> ( 1 ) - Cassandane . ( 2 ) - Pharnaspes ( 3 ) - Gobineau .